افزایش فروش از زبان گرگ وال استريت

شنبه, 15 دی,1397
افزایش فروش از زبان گرگ وال استريت

شايد فيلم ”گرگ وال استريت“را ديده باشيد. این فیلم که سراسر نکته های فروش و بازاریابی در آن نهفته است یکی از شاهکارهای تاریخ سینمای جهان است. در این فیلم جردن بلفورت یک فروشنده سهام بود که در وال استریت فروش را یاد گرفته و تصمیم می گیرد بیشتر از هرکس دیگری بفروشد، او تیمی از فروشندگان را تشکیل می دهد و آنها را آموزش می دهد. او و دوستانش آنقدر در زمینه فروش سهام پیشرفت می کنند و پول بدست می آورد که روزنامه وال استریت ژورنال از وی به عنوان گرگ وال استریت نام می برد.

در سکانس‌های پايانی فيلم، جردن بلفورت (لئوناردو دی کاپريو) در سميناری که همگی مديران فروش هستند، خودکاري از جيب در مي آورد و از حضار مي خواهد خودکار را به او بفروشند. خودکار را به يک نفر می‌دهد و شخص مقابل شروع می‌کند به تعريف از آن. ” چه خودکار جذاب و جالبی و...“ جردن می‌گويد: قانع نشدم و خودکار را می‌گيرد و به نفر بعدی می‌دهد. نفر بعدی هم به توصيف خودکار می‌پردازد. جردن خودکار را از او هم می‌گيرد و به نفر بعدی می‌دهد . اين در حالی است که در ابتدای فيلم جردن از دوست خلافکار خود مي خواهد که خودکار را به او بفروشد. دوستش از او شماره‌اش را می‌خواهد و جردن بلفورت می‌گويد خودکار ندارم! دوستش می‌گويد: بفرمائيد خودکار

اين يعنی ایجاد احساس نیاز در مشتری

با مثال بالا گفتیم که فروش يعنی تغيير شرايط از طريق مهارت‌های فروشنده. اين در حالی است که بازاريابی، با شرايط آن طور که هست برخورد مي کند. به عبارت ساده تر فروش ترغيب است و بازاريابی آناليز اوضاع.

هيچ کسي آن چيزي را که شما مي فروشيد، نمي خرد، افراد آن چيزي را مي خرند که براي آنها ارزش دارد. اما متاسفانه بازاريابان بخش اول جمله (هيچ کسی آن چيزی را که شما می‌فروشيد، نمی‌خرد) را ناديده می‌گيرند و سعی بر فروش تحمیلی محصولات دارند. فروشنده بايد در شناخت نياز خريدار متبحر باشد. او نبايد خريدار را متقاعد به خريد چيزی کند که نياز ندارد. زمانی که نياز شناسايی يا ايجاد شد، در مورد شرايط قرارداد صحبت ها ادامه پيدا مي کند.

فروش به روش گرگ وال استریت جردن بلفورت

در بازاريابی بازارياب می‌بایست پيشنهادی ارائه کند که نياز مشتری را در زمان و مکان مناسب و با زبان او پاسخگو باشد. بنابراين اثربخش ترين شيوه بازاريابی، شناسايی و برآوردن نياز مشتری است و نه دستکاری نياز ها.

فروش عبارت است از پيدا کردن مشتری برای محصولات خود و بازاريابي يعني حصول اطمينان از اينکه شما اقلام مورد نياز مشتری را در اختيار داريد.

مشتری، محترم از محترم

یک فروشنده حرفه ای باید به این موضوع ایمان داشته باشد که "فروش پایان یک معامله نیست". شما باید به مشتری خود احترام بگذارید و پس از فروش نیز از وی درباره کالایی که خریداری کرده است پرس و جو کنید. این خود موجب می شود تا مشتری برای خرید مجدد راغب شده و به مشتری وفادار شما تبدیل می‌شود.

مشتریان شما شیفته توجه هستند؛ آن ها را عاشق خود کنید

نحوه صحبت کردن با مشتری از جمله مواردی است که نقش بسزایی در جذب و تصمیم گیری آن ها دارد. عده ای با به میان آمدن نحوه صحیح صحبت با مشتری فورا به یاد استفاده از جملات محبت آمیز تصنعی می‌افتند. باید به شما این نکته را متذکر شوم که با این لحن مشتری شما احساس می‌کند که شما قصد تحمیل کالا را به وی دارید. صحبت کردن با مشتری باید بسیار حرفه‌ای و در راستای ایجاد آگاهی بیشتر در مورد کالا مورد ارائه از جانب شما باشد. مشتری مداری باید در کلام، رفتار و پیگیری‌های پس از خرید شما در جریان باشد. همچنین برای موفقیت بهتر سوالاتی که ممکن است برای مشتری پیش آید را مدیریت کنید. شما تعیین کنید که مشتری چه سوالی را باید از شما بپرسد یا به بیان دیگر برای او ایجاد چالش ذهنی کنید.

تناژ صدا، آهنگ خرید مشتری

استفاده از تناژ صدایی مناسب بر فروش تاثیر مشتقیم دارد. این بدان معناست که در صدای شما باید عشق، علاقه و ایمان به محصولتان موج بزند البته حواستان باشد که در این کار زیادروی نکنید. فروشنده حرفه‌ای باید کالای خود را به خوبی شناخته و خود را برای هر سوال احتمالی از سوی مشتری آماده کند.

بدون عمل اهداف چیزی جز یک سراب نیستند


برچسب ها:

تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
ارسال دیدگاه



6 عامل کاربردی CRM

6 عامل کاربردی CRM

ﺳﻪشنبه, 11 دی,1397
تجربه استفاده از تلفن همراه

تجربه استفاده از تلفن همراه

ﺳﻪشنبه, 31 فروردین,1395
10 مهارت برتر

10 مهارت برتر

ﺳﻪشنبه, 31 فروردین,1395
الگوی خرید

الگوی خرید

ﺳﻪشنبه, 31 فروردین,1395


Top